ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
184
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ديگر هم گفته شده است . همين كه سال چهار صد و بيست و يك فرا رسيد ، طغرلبيك و داود ، قصد الب قراكه يوسف پسر عمشان را كشته بود كردند و او را كشته و تاخت و تازى بر سپاه على تكين كرد دو هزار تن از افراد آن سپاه را كشتند على تكين سپاه خود گرد آورد و هر كس را كه از يارانش قادر بحمل سلاح بود با خود برداشته و گروه زيادى از اهل بلد نيز همراه او شده و از همه طرف بر آنها تاخت كردند و اموال و فرزندانشان گرفتند و زنان را به بند اسارت كشيدند و ذرارى آنان را اسير كردند ، و ضرورت آنها را به عبور از خراسان ناگزير ساخت . همين كه از جيحون عبور كردند ، خوارزمشاه هارون بن آلتونتاش به آنها نامه نوشت و از آنان دعوت كرد كه بيايند و با هم متفق و دست واحدى بشوند . طغرلبيك و داود و بيغو بدان صوب رهسپار شدند و بسال چهار صد و بيست و شش در بيرون خوارزم چادرهاى خود را برپاداشتند و آنها بخوارزمشاه هارون اعتماد و اطمينان پيدا كرده بودند و او نسبت به آنها خيانت و غدر روا داشت و امير شاهملك را بر آنها گمارد و وى با سپاه هارون آنها را سخت در تنگنا قرار داد و بسيارى از آنها را كشت و غارت كرد و زنان باسارت گرفت و روشى شنيع در غدر و خيانت نسبت به آنها در پيش گرفت پس جمع آنها از خوارزم بدشت نسا كوچيده و در اين سال نيز قصد مرو كردند و به احدى از ابناء بشر متعرض نشدند و فرزندان و ذرارى آنها در اسارت باقيماندند . در اين سال ملك مسعود بن محمود بن سبكتكين در طبرستان و چنان كه ياد كرديم آنجا را تصرف كرده بود ، پس طغرلبيك و برادرانش بوى رسولان فرستادند و زينهار خواستند و ضامن شدند باينكه قصد گروهى را كه در بلاد به فساد و تباهكارى سرگرم اند مينمايند و آنها را دور ساخته با آنها مىجنگند و از جمله بزرگترين ياران او عليه آنها و ديگران خواهند بود . ملك مسعود رسولان را دستگير و سپاهى جرار مجهز نمود و بسركردگى ايلتغدى حاجب خويش و ساير بزرگان امراء سپاه بسوى آنها گسيل داشت ، و اين سپاه با سركردگانش در شعبان آن سال درنسا با آنها تلاقى كرده